وبلاگ نویسی

با وبلاگ نویسی تنهایی خود را پر کن

یکی از فواید وبلاگ نویسی پر کردن تنهاییه. وقتی شما احتیاج به کسی دارید که باهاش صحبت کنید (البته منظورم فقط درد و دل نیست) و پیدا نمیکنید یا به هر صورت کسی رو صلاح نمیبینید که مشکل مورد رو باهاش مطرح کنید به وبلاگ باید رجوع کنید

اینجا مخاطبین زیاد هستند و میتونن با خوندن مطالب با شما همدردی کنند . یقین دارم قطعا در بین خوانندگان کسی هست که مشکلش مشابه باشه با مشکلاتی که در وبلاگ مطرح میشه

نویسندگی وبلاگ کم از نویسندگی کتاب نیست. انقدر باید زیبا و از ته دل بنویسی که خواننده فکر کنه داری باهاش صحبت میکنی.

گفتم کتاب!

شاید یکی از دوستانی که میتونید باهاش سرگم بشید و سر در گم نشید همین عزیزی هست که الان اسمشو بردیم.

البته شاید کلیشه ای باشه که بخوام بگم به کتاب رو بیارید یا کتاب بخونید یا دوستی جز کتاب انتخاب نکنید. چون انقدر گفتن و خواهند گفت که این مطالب برای شما تکراری میشه و روزمرگی پیدا میکنه که کسی اصلا گوش نمیده ولی گوشه ذهنتون اینو داشته باشید که وقتی تنهایید سری به قفسه مهجور و دور افتاده کتابها بزنید

برخی موارد یک کتاب چشم ادم رو میگیره و همین یک مورد استارت و شروع دانش افروزی و افزونی شما رو به دنبال داره. ارامشی میده که هیچ موقع سلب نمیشه.

ولی بازم میگم این موارد کلیشه ای شده و شما میتونید این کلیشه رو بشکنید. بهش دست پیدا کنید. مطالب رو از طریق کتاب و وبلاگ به ذهنتون منتقل کنید.

من از بچگی به وبلاگ نویسی علاقه داشتم. چون تنهایی کاذبی در وجود نسل ما بود که ما بچه های دهه ۷۰ ی رو ناخواسته از طریقی به کنسول های بازی یا کامپیوتر متصل میکرد.

از بازی توی کوچه وقتی به خونه بر میگشتم بی اختیار می نشستم پای کامپیوتر و بازی میکردم یا نهایت هنری که اون موقع داشتم این بود که باهاش به اینترنت بیام.

بعد از مدتی با یکی از سیستمهای وبلاگ دهی آشنا شدم و مدتی توی اون می نوشتم ولی بعدها به دست فراموشی سپرده شد.

ولی این عادت از من سلب نشد که ننویسم. الان هم با هجوم این همه شبکه اجتماعی، وبلاگ نویسی رو باز هم دوست دارم و هیچوقت از مد نرفت!

دوباره رو آوردم به این فضای پر از تنهایی که به نحوی در این فضا تنهایی خودمون رو پر میکنیم و فکر میکنیم تنها نیستیم. ولی در واقع این شبکه های اجتماعی به صورت مجازی عمر ما رو میگیرن و از بهترین افراد حقیقی و کارهای حقیقی منع میکنند.

لا اقل کنارش کتاب رو قرار بدید که بتونید تفاوت قائل بشید.

حضرت امیر در مورد کتابخوانی مطرح میکنند:

 

من تسلی بالکتب لم تفته سلوه

هرکس که با کتابها آرامش یابد راحتی و آسایش از او سلب نمی گردد.

 

نوشتن هم برای هر کسی لازمه. چون مطمئنم بیانگر عقاید و دیدگاه هر فرد هست. در همین نوشتن چه معجزه ای که نیست. به قول دوست عزیزی با نوشتن به ته مغزت دست پیدا میکنی. خوشبختانه در این مورد هم احادیث فراوانی داریم.

 

الکتاب ترجمان النیه

نوشتار ؛ بیانگر قصد و نیت آدمی است .

به نظرم تنها جایی که میشه آزادی عقیده رو به صورت صد در صد پیاده کرد همین وبلاگه و تنهایی جایی که بشه از عقیده دیگران بی دغدغه با خبر شد همین کتابه.

لطفا بنویسد تا قبل از اینکه دیر بشه.

نظرات کاربران