فقر زدایی

فقر زدایی به روش امیرالمومنین

از منظر لغت شناسی، فقر به معنی شکستن پشت شخص یا فرو آمدن حادثه ای بر کسی است که پشت آن را بکشند. از این رو به حاجتمند و نیازمند، فقیر می گویند که برای تامین نیازش پشتش شکسته می شود یا این نیازمندی پشت او را می شکند. در همه ادیان و در همه کشورها فقر و فقیر چهره خوب جامعه را مکدر و مخدوش میکند و سرعت کشور در مسیر توسعه را میگیرد.

کلمه فقر در قرآن و نهج البلاغه به کرات تکرار شده است و راه حل های بنیادی برای ریشه کن کردن آن از سوی خدا و از سوی امیرالمومنین در نهج البلاغه داده شده است. تقریبا در قرآن موضوعی نداریم که به اندازه فقر زدایی و مبارزه با فقر و موضوعات منتهی به ایجاد فقر ۴ الی ۵ صفحه به صورت متوالی به آن اشاره شده باشد. از وظایف مسلمانان در این راه و شناخت مستمند واقعی و راهکارهای بنیادی و نحوه انفاق و … به صورت کامل در این بخش از قرآن به آن اشاره شده است.

در نهج البلاغه نیز، حضرت امیر در بسیاری از حکمت ها و خطبه ها از فقر مالی تا فقر فرهنگی و اجتماعی و معنوی صحبت به میان آورده است و مخاطبین را آگاهی بخشیده است. به همین سبب از دیدگاه امیرالمومنین تمامی افراد جامعه مسلمان و غیرمسلمان باید در تامین نیازهای اولیه معیشت خویش در وضعیت اقتصادی مطلوب و مناسب با شرافت و کرامت انسانی خود باشند تا رفاه عمومی در جامعه برقرار گردد. به همین جهت امیرالمومنین مبارزه گسترده ای را با فقر و تهیدستی آغاز نمود به گونه ای که فرمود:

خدایا آبرویم را با بی نیازی نگهدار و با تنگدستی شخصیت مرا لکه دار مفرما چرا که فقر همان مرگ بزرگ است

قطعا فقر نیز یک پدیده اجتماعی و فردی است. در مورد فرد، تنبلی و تن پروری باعث ایجاد فقر برای فرد می شود و فردی که تلاش نمیکند مخصوصا در سنینی که می تواند بیشترین انرژی خود را برای آموختن و اندوختن صرف کند، آینده ای فقیر گونه باید متصور شد. در بُعد اجتماعی نیز حضرت امیر ادله ای را در بین حکمت های خود نقل کرده است:

توزیع نا عادلانه ثروت

ایشان در نهج البلاغه می فرمایند:

إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ فَرَضَ فِى أَمْوَالِ الْأَغْنِیَاءِ أَقْوَاتَ الْفُقَرَاءِ فَمَا جَاعَ فَقِیرٌ إِلَّا بِمَا مُتِّعَ بِهِ غَنِیٌّ وَ اللَّهُ تَعَالَى سَائِلُهُمْ عَنْ ذَلِکَ .

همانا خداى سبحان روزى فقراء را در اموال سرمایه داران قرار داده است، پس فقیرى گرسنه نمى ماند جز به کامیابى توانگران ، و خداوند از آنان درباره گرسنگى گرسنگان خواهد پرسید.

حکمت ۳۲۸

پس ثروت وقتی متوازن در جامعه ای تقسیم نشود، خواه این جامعه به اسم و ظاهر اسلامی باشد یا غیر اسلامی، محکوم به فقر است و روز به روز فقیران بیشتری تولید میکند

ثروت اندوزی حاکمان

حضرت امیر در خطبه ۲۰۹ میفرماید که نابودی مردم به دلیل تنگدستی است و تنگدستی و فقر مردم به علت مال اندوزی حکامی است که به اینده حکومت خود اطمینانی ندارند.

پس مال مردم را از بیت المال چپاول می کنند و مردم را در نظر نمی گیرند.

احتکار و حبس مال

همچنین در حکمتی می فرمایند :

عَجِبْتُ لِلْبَخِیلِ یَسْتَعْجِلُ الْفَقْرَ الَّذِى مِنْهُ هَرَبَ وَ یَفُوتُهُ الْغِنَى الَّذِى إِیَّاهُ طَلَبَ فَیَعِیشُ فِى الدُّنْیَا عَیْشَ الْفُقَرَاءِ وَ یُحَاسَبُ فِى الْآخِرَهِ حِسَابَ الْأَغْنِیَاءِ

در شگفتم از بخیل : به سوى فقرى مى شتابد که از آن مى گریزد ، و سرمایه اى را از دست مى دهد که براى آن تلاش مى کند در دنیا چون تهیدستان زندگى مى کند ، اما در آخرت چون سرمایه داران محاکمه مى شود .

حکمت ۱۲۶

در جامعه اسلامی هم رونق اقتصادی هست و کمک به فقرا و نیازمندان. احتکار و حبس مال به شدت نهی شده و اینکه پول به صورت راکد در دست افرادی در جامعه قرار گیرد که هر وقت صلاح دیدند آن را به اقتصاد مملکت تزریق کنند منع شده است. چون جامعه اسلامی علاوه بر آخرت انسان ها به فکر دنیای آنان نیز هست. هیچ جای دین نوشته نشده که به صورت فقرا زندگی کنید یا از نداری شکم را به سنگ بچسبانید. حضرت امیر هم این اصول را مبنای صحبت های خود قرار داده است و نسخه های علل فقر را گفته است.

وقتی در مواجهه با پدیده ای دلایل آن را بدانیم میتوانیم آن را زودتر حل کنیم و زودتر مداوا کنیم. مانند دکتری که بیماری را میبیند و اول به دنبال علت بیماری او میگردد و سپس نسخه می دهد. فقر هم عللی دارد که از منظر قرآن و نهج البلاغه به صورت مختصر ذکر شده است. اینکه فقر چه آثاری دارد در یک جلسه گنجانده نمی شود ولی تلاش بر این است که در این مورد آگاهی لازم صورت گیرد تا اولا از ایجاد فقر مطلق و مضاعف جلوگیری شود و سپس فقر موجود مداوا شود

 

نظرات کاربران