توسعه نیافتگی

ما توسعه نیافته ایم

در هر کشور و جامعه ای، بعد از استقرار یک حکومت واحد و مستقل مردم و مسئولین به دنبال توسعه یافتن و پیوستن به کشور های در حال پیشرفت یا کشور های پیشرفته هستند. سرعت پیشرفت و کیفیت توسعه بسته به سلایق مردم و قدرت مسئولین، در هر نقطه از جهان متفاوت است. در هر کشور ابعاد توسعه نیز متفاوت است. برخی از کشور ها به دنبال توسعه های سیاسی برخی دیگر توسعه های صنعتی و تکنولوژی و برخی به دنبال پیشرفت در ابعاد دیگر جامعه انسانی هستند.

برای مثال در کشورهای اروپایی به دلیل سرعت بالای پیشرفت در تکنولوژی و تامین این نیاز از سوی حکمرانان برای مردم، نیاز به فناوری در رده های پایین تر قرار دارد ولی پیشرفت در آزادی های مدنی و شرایط اجتماعی برای رسیدن و بهتر شدن جامعه انسانی  همیشه احساس شده و به دنبال این نیاز و تامین آن، متخصصین آنها همه موارد را مورد مطالعه قرار داده اند. حتی از ادیان دیگر و صحبت ها و نقل قول های زُعَمای هر دین و مسلک استفاده کرده اند و میکنند و در صورت احتیاج آن را به کار می بندند.

یا برای مثال دیگر در کشور های شرق آسیا که بزرگترین جنگ را تجربه کرده اند و بلافاصله به مسیر توسعه بازگشتند، اصولا مفهوم تکنولوژی یک امر روتین و روزمره است. و در درون افرادی که در این کشور زندگی میکنند ایجاد هیجان یا رضایت نمی کند. بلکه برای آن ها آموزش اصول خانواده داری و توسعه رابطه در سطح زناشویی و ایجاد رابطه های گرم در خانه مد نظر مسئولین است. زیرا اینان مردمی با طبع سرد هستند و در زندگی شخصی آن ها دچار اشکالات شدیدی شده اند تا حدی که نگران تکثیر نسل آن ها شده اند

کشور عزیز ما ایران بعد از تلاطم های متفاوت و کش و قوس هایی که در سده اخیر خصوصا داشته است، توسعه امری حیاتی برای مردم بوده است. از زمان مشروطه که خواست مردم تاسیس عدالتخانه بود میتوان این نتیجه را گرفت که توسعه سیاسی و آزادی های مدنی در آن زمان بسیار مهم تلقی می شده است. یا در زمان پهلوی اول توسعه در صنعت، مد نظر حکومت وقت بود که به تاسیس صنایع مادر مثل ذوب آهن و نساجی و صنعت نفت و … و همچنین توسعه راهداری با استفاده از جاده کشی آسفالتی و ریلی انجامید. در زمان پهلوی دوم نیز توسعه این بُعد بیش از پیش به چشم میخورد به نحوی که سهم عظیمی از پول و درآمد کشور که بخش مهمی از آن درامد های نفتی بود صرف خرید ادوات جنگی زمینی و هوایی و همچنین موارد دیگر در صنعت های دیگر شده است.

اما بعد از انقلاب اسلامی با برداشت از نوشته های و سخنرانی های مسئولین وقت از ابتدا تا امروز هدف این بوده است که همه موارد بالا را به طور متوازن داشته باشیم که بتوانیم جامعه ای ایرانی اسلامی پیشرفته را داشته باشیم. ولی به دلایلی که روی صحبت ما نیست این موارد تا کنون انجام نشده است. یا حداقل در یک بُعد انجام شده و در ابعاد دیگر کم تر انجام شده یا چیزی انجام نشده یا حتی از بین رفته است و دقیقا مثال آن خانه را دارد که به جای بالا آوردن همزمان ۴ ستون اصلی خانه یکی از آن ها تکمیل شده باشند و خانه را بسازند و ۳ ستون دیگر را شروع به تکمیل کنند یا اصلا تکمیل نکنند.

متاسفانه مفهوم توسعه خود دارای بنیان و ارکانی است که هنوز در کشور ما دیده نمی شود. اصولا با تجربه ای که از تاریخ داریم سرعت توسعه یافتگی روی رضایت مردم به شدت تاثیر دارد. در زمان شاه، رئیس حکومت در نظر داشت به سرعت کشور را توسعه دهد و هزینه های گزافی را در این راه خرج کرد تا جایی که بسیاری از مردم از این سرعت جا ماندند و نتوانستند خود را به این قطار در حال حرکت برسانند و تبدیل به ساکنین حلبی آباد های حاشیه شهر ها شدند و فقط بعضی قشر های نزدیک به حکومت این سرعت را حس میکردند و لذت میبردند.

البته سرعت بسیار کم هم نارضایتی را به دنبال دارد. وقتی ما شعاری میدهیم (معمولا در انتخابات) مردم قطعا به مسئولین این وقت را می دهند که شعار هایی که داده شده را اجرایی کنند و بتوانند تغییرات را اعمال کنند ولی وقتی دولت ها یکی پس از دیگری از پس هم می آیند و می روند شعار ها از دولتی به دولت دیگر منتقل می شود قطعا نارضایتی را در رفتار مردم و به خصوص سطوح پایین جامعه می توان دید. مردمی که هر چه در توان داشتند کردند تا یک وجب از خاک وطن به دست دشمن نیوفتد.

ولی برای کشور هایی که علاقه به توسعه دارند باید ابتدا برای شروع این توسعه یافتگی بنیه و اساس توسعه و پیشرفت را فراهم آورند. جالب است بدانید که این اساس فقط و فقط در راستای خواسته های مردم است. یعنی توسعه در بُعد سیاسی یا صنعتی یا تکنولوژی اصلا اساس پیشرفت نیست. بلکه اولین رکن و اساس بقیه موارد رضایت مردم است. رضایت مردم در رفع نیازهای اولیه و بهداشتی مهم ترین عامل در هر جامعه و حکومت است که تا نباشد نمی توان آن کشور را اصلا جز کشور های در حال توسعه به حساب آورد.

حضرت امیر به عنوان نمونه و اسوه تمام و کمال در ۴ سالی که حکومت اسلامی با آن عظمت و پهناوری را به عهده داشت که کشور ایران و عربستان یکی از مناطق زیر سلطه حکومتش بود توسعه یافتگی را این گونه تعریف میکند و تفاوت حکومت خود با حکام قبلی را این گونه مطرح میکند:

مَا أَصْبَحَ بِالْکُوفَهِ أَحَدٌ إِلاَّ نَاعِمًا، وَ إِنَّ أَدْنَاهُمْ مَنْزِلَهً مَنْ یَأْکُلُ الْبُرَّ، وَیَجْلِسُ فِی الظُّلِّ وَ یَشْرَبُ مِنْ مَاءِ الْفُرَاتِ؛

کسى در کوفه نیست که در رفاه به سر نبرد، حتّى پایین‌ترین افراد نان گندم مى‌خورند و سرپناه دارند و از آب فرات (پاک) مى‌آشامند.

المصنّف فی الاحادیث و الآثار، ابن أبی‌شیبه، جلد ۸، صفحۀ ۱۵۷

حضرت امیر مفهوم و اساس توسعه یافتگی را سه چیز میداند: مردم با شکم سیر زندگی میکنند و کسی مستاجز و کارتون خواب و گورخواب نیست و برای خود سرپناه مستقل دارد و از همه تر آب آشامیدنی پاک دارد. در صحبت های حضرت امیر جایی از تکنولوژی یا ادوات جدید جنگی یا … نیست. تمام شرایط در ارتباط مستقیم با مردم است که امروزه نیازهای اولیه انسان ها یا نیازهای بهداشتی نامیده می شوند. در چنین جامعه ای میتوان این اعتماد را نسبت به مردم داشت که خود مردم تلاش میکنند تا حکومت را در راستای توسعه نگه دارند و خود مردم شرایط توسعه در همه ابعاد دیگر را فراهم میکنند.

به عنوان کشوری که نام اسلامی را یدک می کشد و در آستانه ورود به نیم قرن تجربه حکومت داری است متاسفانه این عوامل خیلی مشهود نیست. مشکلات ناشی از بی آبی و ریز گرد و وضعیت خانه و خانه نشینی و گور خوابی و … و همچنین افزایش سرعت زیاد فقر در جامعه نشان میدهد که مسیر توسعه در کشور بهتر است اصلاح شود.

نظرات کاربران