Iran

آرامش پیش یا پس از طوفان؟ مهم این است

تقریبا دو ماه است که کشور ایران یک موج سینوسی را طی میکند. در این چند سال اخیر روی این موج سوار بودیم ولی در این برهه از زمان شدت این امواج بسیار بیشتر دیده میشد. از یک طرف زلزله فجیع غرب کشور و از طرف دیگر اعتراضات یا به نحوی اغتشاشات درون شهر ها و از جمله شهرهای بزرگ مثل مشهد و اصفهان و شیراز و در آخر تهران.

اما این موارد آرامش پس از طوفان یا پیش از طوفان است؟

حالا که فضا از حالت ملتهب برای هر دو واقعه به حالت عادی برگشته بد نیست که با هم مرور کنیم:

در تاریخ شامگاه ۲۱ آبان ماه امسال زلزله ای به بزرگی ۷/۳ ریشتر ازگله و سر پل ذهاب از توابع استان کرمانشاه را لرزاند. فارق از هر گونه اعلام تعداد تلفات، ولو جان یک نفر، ریشه در اهمال و سستی مسئولین ذی ربط و مسئولین وقت دارد.

در اینکه مردم باید همیشه اماده باشند و نکات ایمنی در برخورد با حوادث را رعایت کنند شکی نیست ولی چرا با وجود این همه پیشرفت علم و تکنولوژی باید میزان تلفات کشته شدگان کشور ایران در حوادث طبیعی سال به سال رو به کاهش نباشد و حتی رو به افزایش باشد؟

از نظر زمین شناسی کوهستان های ایران سلسله جبال جوانی هستند که هنوز باید قد بکشند و رشد کنند. پس مسئولین باید این خبر را به استان های مجاور این کوهستان ها داده باشند و از نظر تقویت بنا و استحکام این شهرها رسیدگی لازم حتی بیشتر را نیز داشته باشند. ولی در مواجهه با برخی کلیپ ها و ویدئو ها و همچنین مسکن [بی] مهر میبینیم که به حای مصالح ساختمانی و استحکامات عمرانی، مسئولین سازنده و ناظرین وقت این ساختمان ها را با آب دهان مرده به هم چسبانده بودند و موادی که باعث قوام این ساختمان ها شده بود خرده آجر و … بود. همچنین مسئولین حال حاضر که چند سال پیش در این منطقه بیمارستانی را بنا کرده بودند شاهد ریزش هنر تجمسی خود بودند و این در حالی است که بیمارستانی که در حکومت طاغوت شاهنشاهی بنا شده بود پا بر جا بود و تنها بیمارستان خدمت کننده به زلزله زدگان.

اما از نظر مهندسی و علی الخصوص مهندسی صنایع، امروزه در جهان مباحثی رو به رشد و پیشرفت است که آن را زنجیره تامین می نامند. شاخه ای از این علم روز مهندسی، زنجیره تامین انسان دوستانه یا لجستیک انسان دوستانه نام دارد که وظیفه تهیه و توزیع خدمات و محصولات از مبدا به مقصد در زمان وقوع فاجعه از قبیل سیل و زلزله و .. است و در شرایط بحرانی موضوعیت پیدا میکند. با دیدن صحنه دردناک این اتفاقات متوجه می شویم مدیریت بحران کشور خود دچار بحران مدیریت است که از این علوم استفاده نکرده و نمیکند و همچنین اصرار بر روش های ریش سفیدی و ما قبل علم دارد که در وقوع زلزله و … منتظر می ماند تا فردی از هنرمندان و یا ورزشکاران یا جمیع این دو عرصه زعامت کار را به دست بگیرد و دولت را تبرئه کند

متاسفانه این موارد در حالی است که ایران بیشترین امار مهندس را در دانشگاه های خود دارد و بیشترین میزان تولید علم را (چه جعلی چه حقیقی) به گفته مسئولین به خود اختصاص داده است. ولی از داشتن چنین علمی که متناسب با کشوری است که زلزله خیز است و در ده سال اخیر چندین زلزله مهلک را تجربه کرده است بی بهره است.

متاسفانه این اهمال و سستی از ماست که سرمایه اجتماعی مردم را هدر میدهیم. قطعا و صد البته کسی منکر کار نیک افراد ذی شهرت و ذی نفوذ نمی شود و انها از آبروی خود مایه میگذارند ولی ایا بهتر نیست این عوامل را در الویت بعدی قرار دهیم و الویت اول را به خود اختصاص دهیم

نظرات کاربران